 |
|
منوي اصلي
|
 | لينکهاي اصلي |
 | تارنماهای دیگر... |
|
|
|
|  |
به نقل از یک E-mail ارسالی:
يك پيرمرد بازنشسته، خانه جديدي در نزديكي يك دبيرستان خريد. يكي دو هفته اول همه چيز به خوبي و در آرامش پيش ميرفت تا اين كه مدرسه ها باز شد. در اولين روز مدرسه، پس از تعطيلي كلاسها سه تا پسر بچه در خيابان راه افتادند و در حالي كه بلند، بلند با هم حرف مي زدند، هر چيزي را كه در خيابان افتاده بود شوت ميكردند و سر و صداي عجيبي راه انداختند. اين كار هر روز تكرار مي شد و آسايش پيرمرد كاملاً مختل شده بود. اين بود كه تصميم گرفت كاري بكند. روز بعد كه مدرسه تعطيل شد، دنبال بچه ها رفت و آنها را صدا كرد و به آنها گفت: «بچه ها شما خيلي بامزه هستيد و من از اين كه ميبينم شما اينقدر نشاط جواني داريد خيلي خوشحالم. من هم كه به سن شما بودم همين كار را ميكردم. حالا مي خواهم لطفي در حق من بكنيد. من روزي 1000 تومن به هر كدام از شما مي دهم كه بياييد اينجا، و همين كارها را بكنيد.» بچه ها خوشحال شدند و به كارشان ادامه دادند. تا آن كه چند روز بعد، پيرمرد دوباره به سراغشان آمد و گفت: « ببينيد بچه ها متأسفانه در محاسبه حقوق بازنشستگي من اشتباه شده و من نميتونم روزي 100 تومن بيشتر بهتون بدم. از نظر شما اشكالي نداره؟» بچه ها گفتند: « 100 تومن؟ اگه فكر ميكني ما به خاطر روزي فقط 100 تومن حاضريم اينهمه بطري نوشابه و چيزهاي ديگه رو شوت كنيم، كور خوندي. ما نيستيم.» و از آن پس پيرمرد با آرامش در خانه جديدش به زندگي ادامه داد. شما چه تفسير مديريتي يا سازماني از اين حكايت داريد؟ ========از بخش نظرات این مطلب استفاده کنید======
|
ارسال شده بوسيله admin در مورخه : يكشنبه، 3 آذر ماه ، 1387 (مشاهده 208 )
article646.html
|
|
ارسال شده بوسيله admin در مورخه : شنبه، 30 شهريور ماه ، 1387 (مشاهده 716 )
article636.html
|
|
|  |
|
ISSACONS
|
سايت مديريت
پروژه ايران در راستاي سياست خويش در رابطه با همكاري با مراجع معتبر مديريت پروژه
در سطح جهان و در راستاي توليد محتوي فارسي، ترجمه مطالب مطالب موجود در سايت
Maxwideman را انجام داده است.اين همكاري در رابطه با ترجمه مطالب موجود در آن سايت
تحت نام "ISSACONS" ميباشد . اميد است كه ترجمه اين مطالب بتواند سهم كوچكي در
ارتقا دانش كاربران اين سايت داشته باشد.
[دريافت
فايلهاي آموزش] |
|
|
|